به بدبختی زایمان کردم خخخخ
سلام دوست جونی ها من یادم رفت از زایمانم براتون مطلب بزارم که پیرم کرد. روز 4شنبه 28 خرداد که دکترم تاریخ زایمان برام زده بود شده بود و طبق گفته دکترم که باید دردم می گرفت دردم نگرفته بود و همه استرس داشتند که چرا نیکی حالش اینقدر خوبه ؟؟؟ بالاخره ساعت 4 بود که رفتیم مطب دکترم و دکتر دوباره منو معاینه کرد و گفت چه جالب تو شرایط زایمانو داری ولی چرا دردت نگرفته؟؟؟ برو بیمارستان بستری شو که انشاالله تا شب زایمان می کنی با شوهرم و مامانم و کلی استرس رفتیم بیمارستان بنت الهدی و من در زایشگاه بستری شدم. همین که وارد زایشگاه شدم و خانمهایی که در حال درد یا خواب بودند رو دیدم بغض گلومو گرفت و گریه کردم. ماما اومد بالا سرم گف...
نویسنده :
نیکتا
13:23


